
«تثلیث» قسمت سی و دوم: «عقاید منحرف غیر تثلیثی» (بخش اول)
24/06/2024
«تثلیث» قسمت سی و چهارم: «مثالهای اشتباه برای تعریف تثلیث»
24/06/2024«تثلیث» قسمت سی و سوم: «عقاید منحرف غیر تثلیثی» (بخش دوم)
مورد دیگر از انحرافات الهیاتی در مورد تثلیث، مکدونیانیسم است. این عقیده توسط مکدونیوس، اسقف کنستانتینوپول (استانبول امروزی)، بین سالهای 341 تا 360 مطرح شد. در آن زمان، هویت پسر در اعتقادنامه نیقیه (325) مشخص شده و تثبیت شده بود، اما درباره روحالقدس تنها گفته شده بود: «من ایمان دارم به روحالقدس.» همین ابهام باعث شد مکدونیوس نتیجه بگیرد که روحالقدس شخصی الهی نیست، بلکه خادمی در حد فرشتگان است که از پدر و پسر تبعیت میکند.
مکدونیوس روحالقدس را به عنوان شخص میپذیرفت، اما نه به عنوان خدا، بلکه به عنوان یک خادم و نه موجودی دارای الوهیت. این عقیده در سال 381 در شورای کنستانتینوپول اول بررسی و به عنوان بدعت رد شد. در این شورا، کلیسا اعلام کرد که روحالقدس نیز همذات و برابر با پدر و پسر است و از الوهیت کامل برخوردار است. پس از این شورا، اعتقادنامهها بهطور واضحتری به الوهیت روحالقدس اشاره کردند. اما این بدعت در قرون اخیر دوباره در برخی فرقهها ظهور پیدا کرده است. بهعنوان مثال، اعضای کلیسای منحرف کریستا دلفین عقیده دارند که روحالقدس انرژی یا نیروی خداست، نه یک شخص الهی. این دیدگاه مشابه همان انحرافی است که کلیسا 1700 سال پیش قاطعانه رد کرد.
البته موارد بدعتآمیز ضد تثلیثی دیگری هم وجود دارند که اکثراً به نوعی زیر شاخه همین چهار مورد بالا هستند. بعضی از مسیحیان و معلمین معتقد هستند که نیازی به مطالعه این بدعتها و شناخت عقاید آنها نیست، و میگویند: «همین که کتاب مقدس را مطالعه کنیم کافی است و از بدعت دور میمانیم!» خیر، این نوع طرز فکر اشتباه خطرناکی است. تمامی کسانی که در طول تاریخ کلیسا این بدعتها را به وجود آوردند افراد آشنا به کتاب مقدس بودند. آنها همگی اُسقفانی باتجربه، کشیشانی زاهد و معلمین و واعظین برجسته کلام بودند. اما درک و تفسیر اشتباه آنها از بعضی از قسمتهای کلام، باعث شد که کلیسا عقاید آنها را بدعت تشخیص دهد. پس مطالعه تاریخ بدعتها و شناخت عقاید آنها… (ادامه را در ویدئو مشاهده کنید.)